![]() |
![]() |
|
| فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟ |
|
سلام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/23ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط من |
|
|
وای خدایااا چرا این قدر زودد؟؟ آخه چرا فکر ما رو نمی کنی؟؟ نمیبینی هنوز هیچ کاری نکردیم؟؟؟ نمی بینی کلی کار نا تموم داریم؟؟؟؟ خداوکیلی سالهای قبل هم این قدر زود میگذشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیا ببین الان شد 20 آذر.. من که اصلاً وقت نکردم فکر کنم به این که چرا این قدر زود گذشت اما وقتی فکر می کنم به این که سالهای قبل، این سه ماه مهر، آبان، آذر مثل سه قرن میگذشت اعصابم خورد می شه.. خدا جونم تو که نمی خوای بدی های ما رو تلافی کنی هان؟؟؟!!!! واااای ببین چه چرت می گم. با خودم مشکل دارم سر خدا خالی می کنم. ""خدا جون قربونتم می رم"" چشمم کور از 16 آذر ثبت نام واسه کنکور87 شروع شد.من که باورم نمی شد یعنی به ذهنم خطور نمی کرد اینی که تو تلوزیون داره می گه همش واسه من و دوستای منه رفتم مدرسه نگو همه مثل من بودن،به این فکر می کردیم که اگه قراره ما بریم دانشگاه پس دانشگاه فلک زده باید بره کجااا؟!شاید واسه همینه که تا الان چند نفری بیشتر ثبت نام نکردند!شاید! اما من امروز ثبت نام کردم امیدوارم اولین و آخرین ثبت نام کنکورم باشه(بگو ایشالا) تقریبا هفتا مرحله بود مرحله اول یهو استرس اومد هر چی بهش گفتم "برو بچه جون" مگه رفت! من هم بیخیالش شدم، کم کم داشتم غرق در ثبت نام می شدم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/18ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط من |
|
|
ما همه با خویش خلوت می کنیم با نیاز خود عبادت می کنیم چون که از ما یک خطا سر می زند با حضور عشق صحبت می کنیم گاه با یک غنچۀ سرخ بلور سالها آری رفاقت می کنیم در کنار دوستان گاهی شده باز هم احساس غربت می کنیم ما همه یک روز تنها می شویم ما به تنها بودن عادت می کنیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/10ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط من |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/03ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*بر بالای برج میلاد با سوپرمن و بتمن ایسته کرده بودم که یه دفعه یاد تو افتادم. گفتم یک SMS برات ول کنم ببینم چی طور هستی؟ خوبی؟ در سلامتی کامل به سر می بری؟ هو؟ *تا حالا کسی بهت گفته که چقدر ناز و خوشگلی؟ . . . . نه؟ . . . من هم نمی گم!... *توف... توف... توف... با تو کاری نداشتم فقط می خواستم شیشه ی گوشیت رو پاک کنم *اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟ *گفتم كه خدا مرا حياتي بفرست طوفان زده ام راه نجاتي بفرست فرمود كه با زمزمه يا مهدي نذر گل نركس صلواتي بفرست *آب ميوه صداتم، چرخ كرده نگاتم، قربون اون چشاتم، كشته خندههاتم، كلاچ اون پاهاتم، من مرده هواتم، تا عمر دارم باهاتم! (جمال هر چي با مرامه، سوت بلبلي)... *می دونی فرق آسمون خدا با آسمون دلم چیه؟ آسمون خدا یه ماه داره با بی نهایت ستاره. ولی آسمون دلم یک ستاره داره که بی نهایت ماهه *گویند مرگ سخت است، و سخت تر از مرگ، انتظار برای SMS من! خیلی انتظار کشیدی آره؟ *دوستت دارم، تو چی؟ خیلی می خوامت، تو چی؟ دوریت اذیتم می کنه، تو چی؟ بی تو می میرم، تو چی؟ ...... من الکی گفتم، تو چی؟ * ........*........ می دونی این چیه؟ . . . این تویی که تنها ستاره آسمون منی. . . . پایین تر نرو! . . . ************ وای اینا کجا بودن؟! *دلم بدجور هواي دستهات رو كرده. لحظه شماري مي كنم براي اون لحظه كه حقت رو كف دستت بذارم *نفهم بي لياقت نامرد عوضی . . . به كسي ميگن كه قدر گلي مثل تو رو ندونه... *در چشمهايت نگاه كردم تمام زيبايي هاي آفرينش خدا را ديدم جو نگيردت باباتو چشمات خودمو ديدم *نرو پایین . . . . می گم نرو پایین . . . به خاطر همین پررو بازی هاته که دوست دارم *سلام . . . . . ول کن بابا یه سلام کردیما راه افتادی دنبالم *باغبان در را نبند من فرد گلچين نيستم من اسير يك گلم دنبال هر گل نيستم *عزیزم با اجازه روغن ماشینتو عوض کردم به جاش خون جیگرمو ریختم تا هروقت استارت میزنی به عشقت بسوزم *تو مستاجر قلب منی, اگرچه اجاره رو دیر میدی ولی هیچ وقت بیرونت نمیکنم *تو چرا روز به روز چاق تر میشی؟ میدونی از کجا فهمیدم؟ آخه هر روز جای بیشتری توی قلبم باز میکنی *وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت: نور, صدا, حرکت و من برای بدست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم *بزرگترين مشغله فكري كودكان ايران اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت *در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصيري ندارد *ميدوني پشه چندتا دندون داره ؟ . . . . ۴۳ تا . . . شك داري ؟ . . . برو بشمار!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*همه چيز در پايان خوب است . اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان نرسيده است *گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند *زماني كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود به قله ي كوه كه رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم. *خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم *نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد *امروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است.هيچ وقت براي يك تصميم خوب دير نيست *اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.... *دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است *آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود *دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*تركه از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط من |
|
|
الان حدود سه ساله که تو مدرسه ما یه خبر نامه فرهنگی چاپ می شه به اسم"خبرنامه کیلویی" که در این خبرنامه انواع سوتی های اقشار مختلف مدرسه اعم از دانش آموزان،دبیران،معاونان و حتی مدیر با کفایت(!!؟) مدرسه نوشته می شه. (از این فرهنگی تر؟؟!) البته بنا بر منابع موصق این خبرنامه صرفاً تقلیدیست میمونانه می گن فکر اولیه نشر این خبرنامه تو مدرسه ما! اول از همه به فکر یکی از دانش آموزان پیش دانشگاهیه سابق به اسم آرزو نصوحی افتاده.خدا می دونه شاید یه روز سرد زمستونی وقتی از حموم اومده بیرون یه هو گفته اورکـــــــا....اورکـــــــــا این خبرنامه رو چنتا از بچه ها به طور مخفیانه و ناشناس راستی "این خبرنامه قصد توهین به هیچ بنی بشری رو نداره"این مطلبو همیشه اول مقدمه می نویسن اما این یکی رو من واقاً تکذیب می کنم چون تنها قصد این خبرنامه همینه!! حالا می خوام بخشی از سوتی هایی که نوشته می شه رو در عرصه عمومی مطرح کنم تا شما هم مستفیض(!)بشین. البته الان که یه کم به حرفای خودم فکر میکنم می بینم چه قـــدر دارم چرت می گم چون این پست خیلی طولانی شد چک نویس رو ورق میزنیم و میریم صفحه(پست)بعد...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم. روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده... اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن! موفق و پیروز باشی |
| پیوندهای روزانه |
|
چــــــــک نویس دوستان |
| آرشیو موضوعی |
|
جــــــــــک اس ام اس عکس از نی نی جدی و زیبا ترفند جمله های زیبا طنز عکس از پرستاران عکس...عکس...عکس مدرسه ما من و کنکور دفترچه خاطرات من و یک عدد دانشگاه |
|
RSS
|