![]() |
![]() |
|
| فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟ |
|
آنقدر نرفتيم، كه مرداب شديم همرنگ سكوت، محو مهتاب شديم
هر بار نشستيم و، مرورت كرديم از شرم لبان تشنهات، آب شديم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط من |
|
|
تیک تاک...تیک تاک ثانیه ها می رفتند... بی رحم تر از آنچه که فکرش را می کردیم باران می آمد... قطره ها به شیشه می خورد. تا دلش از صدای باران آرام می گرفت. صدایی بی رحم می آمد تیک...تاک.... ثانیه ها به او می گفتند تو خواهی رفت ثانیه ها گفتند باران تمام شدنیست. اما چشمهای همه خیس خواهد بود. باران می آمد... باران به شیشه می خورد. زمین و زمان مانده بود بین یک طلوع و یک غروب اما ثانیه ها بیرحم بودند رفتند واو را بردند. همیشه یادم بود که خوانده بودم:"آن مرد در باران آمد" باران آمد
ثانیه ها رفتند
آن مرد در باران رفت....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/10/13ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط من |
|
|
beemclub.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/10/13ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم. روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده... اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن! موفق و پیروز باشی |
| پیوندهای روزانه |
|
چــــــــک نویس دوستان |
| آرشیو موضوعی |
|
جــــــــــک اس ام اس عکس از نی نی جدی و زیبا ترفند جمله های زیبا طنز عکس از پرستاران عکس...عکس...عکس مدرسه ما من و کنکور دفترچه خاطرات من و یک عدد دانشگاه |
|
RSS
|