![]() |
![]() |
|
| فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟ |
|
شبنمي آهسته از چشمان برگ مي چكد بر دامن رنگين خاك گل مي افشاند به چشم آفتاب نازخندي خوابناك ناگهان از جاي مي خيزد نسيم شاد مي رقصد ميان شاخسار گفت و گويي نرم مي لغزد به گوش: "هان بهار؟" "آري بهار!"
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/30ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط من |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/29ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط من |
|
|
آرزوها اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي و اگر هستي، كسي هم به تو عشق بورزد و اگر اينگونه نيست، تنهاييت كوتاه باشد و پس از تنهاييت، نفرت از كسي نيابي آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي از جمله دوستان بد و ناپايدار برخي نادوست و برخي دوستدار كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد و چون زندگي بدين گونه است برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي نه كم و نه زياد،درست به اندازه تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد تا كه زياد به خودت غره نشوي و نيز آرزومندم مفيد ِ فايده باشي نه خيلي غير ضروري،تا در لحظات سخت وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سر پا نگه دارد همچنين برايت آرزومندم صبور باشي نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي كنند چون اين كار ساده اي است بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير مي كنند و با كاربرد درست صبوري ات براي ديگران نمونه شوي اميدوارم اگر جوان هستي خيلي به تعجيل،رسيده نشوي و اگر رسيده اي،به جوان نمايي اصرار نورزي و اگر پيري تسليم نااميدي نشوي چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني هر چند خرد بوده باشد و با روييدنش همراه شوي تا دريابي چه قدر زندگي در يك درخت وجود دارد بعلاوه،آرزومندم پول داشته باشي زيرا در عمل به آن نيازمندي و براي اين كه سالي يك بار پولت را جلوي رويت بگذاري و بگويي:«اين مال من است» فقط براي اين كه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است! و در پايان،اگر مرد باشي آرزومندم زن خوبي داشته باشي و اگر زني،شوهر خوبي داشته باشي كه اگر فردا خسته باشيد،يا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد اگر همه اين ها كه گفتم فراهم شد ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم! ویکتور هوگو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/12/28ساعت 11:56 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*خدايا!چون ماهيان كه از عمق و وسعت دريا بي خبرند،عظمت و ژرفاي تو را نمي شناسم!فقط مي دانم كه معبود اين دل خسته هستي...و اگر ديده از من برگيري،خواهم مرد! "دكتر شريعتي" *اگر در صحنه حق عليه باطل نيستي هر كجا مي خواهي باش.چه بر نماز ايستاده باشي و چه به شراب نشسته باشي!هر دو يكي است... "دكتر شريعتي" *خدايا مرا از همه فضايلي كه به كار مردم نيايد محروم ساز!به جهالت وحشي معارف لطيفي مبتلا مكن كه در جذبه احساس هاي بلند،و اوج معراج هاي ماوراء،برق گرسنگي را در عمق چشمي،و خط كبود تازيانه را بر پشتي،نتوانم ديد! "دكتر شريعتي" *خدايا!دوست بدار آنهايي را كه دوستمان دارند و نمي دانيم،و سلامت بدار آنهايي را كه دوستشان داريم و نمي دانند! *به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن ندارد.. *هنوز زنده ام و زنده بودنم خاري ست به چشم تنگي نامردم زوال پرست *نبودن هرگز به تلخي از دست دادن يك بودن نيست.بودنت را از دست مده! "دكتر شريعتي" *اگر از بخشودن ديگران عاجزيد،هنوز از اصول جاودان حيات و مقام و منزلت خود در عالم هستي آگاهي ندارين. "وين داير" *بهترين انتقام ها،فراموشي و بخشش است. "جونسن" *ستيز من تنها با تاريكي است.من براي نبرد با تاريكي شمشير نمي كشم،چراغ مي افروزم! "زرتشت" *به زبانت اجازه نده كه قبل از انديشه ات به راه افتد. "شيوانا" *ما اشتباه نمي كنيم،صرفا مي آموزيم. "رابينز" *آدمي اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودي موفق مي گردد،ولي او مي خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشكل است.زيرا او ديگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور مي كند. *زندگي پر مخاطره مانند آن است كه از پرتگاهي به پايين بپري و در مسير سقوط براي خود بال بسازي! *يك كشتي در لنگرگاه در امان است اما كشتي را نمي سازند كه مدام در لنگرگاه پهلو بگيرد *خدايا!يادم بده يادم باشه يادت باشم! *هرگز با مقايسه خود با ديگران،توانايي هاي خود را سركوب نكنيد.ما منحصر به فرد بودن خودمان را مديون تفاوت هايمان هستيم *خطا كردن اقتضاي انسان بودن است و بخشيدن اقتضاي آسماني بودن!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/12/28ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط من |
|
|
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك شاخه هاي شسته، باران خورده، پاك آسمان ِ آبي و ابر سپيد برگ هاي سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهاي شاد خلوت گرم كبوترهاي مست نرم نرمك مي رسد اينك بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه هاي نيمه باز خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز خوش به حال جام لبريز از شراب خوش به حال آفتاب اي دل من گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمي پوشي بكام باده رنگين نمي بيني به جام نقل و سبزه در ميان سفره نيست جامت از آن مي كه مي بايد تهي است اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار گر نكوبي شيشه غم را به سنگ هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/26ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط من |
|
|
اگر قرار باشد كسي براي عاشق شدن صبر كند تا از دريافت ميزان عشقي مساوي مطمئن گردد،شايد ناگزير باشد همه عمر در انتظار بماند. آينده ازآن كساني هست كه به زيبا بودن روياهاي خود ايمان دارند. نمي دانم چرا هرچه عينكم را تميزتر مي كنم دنيا را كثيف تر مي بينم. آبروي تو چون يخي جامد است كه درخواست،آن را قطره قطره آب مي كند..پس بنگر كه آن را نزد چه كسي فرو مي ريزي! "امام علي(ع)" برايت دعا مي كنم كه خدا بگيرد آنچه كه خدا را از تو مي گيرد! "دكتر شريعتي" چه چيز از اين تحقير آميزتر است كه فردي از ترس آنكه مبادا خرما بر سرش بيفتد،درخت نخل را تكان ندهد؟! در آستانه سرگرداني،باز ايستادن و انديشيدن،بهتر از اين است كه بگذاري حوادث هولناك تو را بر پشت خود بنشانند و هر جا ببرند.. "امام علي(ع)" به پايان مينديش!انديشيدن به پايان هر چيز،شيريني حضورش را تلخ مي كند.بگذار پايان تو را غافلگير كند،درست مثل آغاز... زندگي بسيار مهم تر از آن است كه جدي گرفته شود! خداوندا سرنوشت مرا خير بنويس...تقديري مبارك!كه آنچه را تو زود خواهي دير نخواهم و آنچه را تو دير مي خواهي زود نخواهم! "دكتر شريعتي" از با تو بودن عادتي ساختم كه هرگز بي تو بودن را باور نمي كند!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/24ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط من |
|
|
خب خدا جونم اولين عيد دوران دانشجويي هم در حال رسيدنه و من همچنان در اول وصف تو مانده ام!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/23ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*خداوندا ، 100 ملت متمدن آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی . تو را شکر میگوییم که این گونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی. *خداوندگارا ، همهی ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقبگرد فرمودی . تو را شکر میگوییم که لذت زندگی در تاریخ صدر اسلام و حتا جاهلیت پیش از آن را به ما ارزانی نمودی . *پروردگارا ، اگرچه در این سی سال در کارخانهها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی . تو را شکر میگوییم که معنویت را به ما هدیه دادی . *پروردگارا ، به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ، ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی . *خداوندا ، شوکت را به هر که میخواهی شوهر بده برای ما به همان اعتبار بسنده کن .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/22ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط من |
|
|
تو به من خنديدي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/19ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط من |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/18ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط من |
|
|
وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدند و نه بايدها چونان كه هست مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض مي خورم عمري است لبخندهاي لاغرم را در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا! اما در صفحه هاي تقويم روزي به نام روز مبادا نيست آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز،روزي شبيه فردا روزي درست مثل همين روزهاي ماست اما كسي چه مي داند،شايد امروز نيز روز مبادا باشد ----------------------------- یادت همیشه با ماست..آروم بخواب...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/16ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط من |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/12ساعت 8:11 بعد از ظهر توسط من |
|
|
خدایا... رحمتی کن تا ایمانم نام و نان برایم نیاورد قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمان افکنم. تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند نه آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند... "دکتر شریعتی"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط من |
|
|
خدایا... خودخواهی را چنان در من بکش یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم... "دکتر شریعتی"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط من |
|
|
اه چه قدر زندگي تكراري و به درد نخور و لوس و بي مزه شده! نه يه اتفاق خوب نه يه اتفاق....اما نه! اتفاق بد نمي خوام!(يادمه پارسال همچين موقعي با بچه ها منتظر يه اتفاق بزرگ و پرهيجان بوديم و بعدش يه اتفاق فراموش نشدني...)نه اتفاق بد نمي خوام! نه يه موضوع قشنگ براي فكر كردن نه يه حس قشنگ ميري،مياي،ميخوني،مي خوري،ميخوابي،دوباره ميري.....آخرشم مي ميري! آخه اين شد زندگي؟؟؟! زندگي بوي تكرار گرفته(حتي جديدا مزه تكرار هم مي ده!) مرور كردن خاطره هاي شيرين و تلخ هم تكراري شده.حتي فكر كردن به آدمايي كه اطراف هستند و يا نيستند،اونايي كه خيلي دورند و نزديك و يا اونايي كه خيلي نزديكند و دور..حتي اينهام تكراري شده!(اما هنوزم دوست داشتنشون لذتي داره كه هيچ وقت تكراري نمي شه) از همه بدتر اينه كه خودمم خيلي تكراري شدم...به قول فري:"خستم شد"!! خدا جون بي صبرانه منتظر يه اتفاق قشنگ هستم! فقط اگه قراره مثل پارسال روزاي زندگيم رو اون جوري با هيجان كني...بي خيال!دوسـِــت مي دارم...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط من |
|
|
چند روزيه دوباره من ِمن گير داده بهم! والا نمي دونم چي كارش كنم!ولي فكر كنم دوباره يه فكرايي واسم كرده!خدا به خير كنه!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/03ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم. روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده... اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن! موفق و پیروز باشی |
| پیوندهای روزانه |
|
چــــــــک نویس دوستان |
| آرشیو موضوعی |
|
جــــــــــک اس ام اس عکس از نی نی جدی و زیبا ترفند جمله های زیبا طنز عکس از پرستاران عکس...عکس...عکس مدرسه ما من و کنکور دفترچه خاطرات من و یک عدد دانشگاه |
|
RSS
|