تبليغاتX
چـــــــــک نویس
فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟
 

داستان ها دارم

      از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو

     از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو

             بي تو مي رفتم،مي رفتم،تنها،تنها

  و صبوري مرا

 كوه تحسين مي كرد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/31ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط من | 
 

كانديدا جان سلام !

چرا ؟؟!

ذهنم درگيره !

اگر ايران دفتر نقاشيست كه بگذار مردم با هر رنگي كه دوست دارند و به هر رنگي كه هستند تو را نقاش سرنوشت خود كنند و اون وقت رنگ بزن بر چهار برگ از دفتر سرنوشتشان ، همان طور كه الان  شعار مي دهي !

اگر هم كه ايران دفتر نقاشي نيست و چرتكه ايست كه مي خواهي افتخاراتت را به رخمان بكشي ،  پس لطف كن و ديگر رنگمان نكن !

فرقي نمي كند

ســـبز

  صــورتي

 و يا حتي

        به رنگ ايران !

بگذار خودمان باشيم ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط من | 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط من | 
 

؟

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط من | 
 

دوست جان..

كاش هنوزم دردمون مشترك بود مثل اين هفت سالي كه گذشت

 كاش بازم با هم بوديم هر روز هر ساعت هر لحظه..مثل اين هفت سالي كه گذشت

كاش الان كنارت بودم يا حداقل هميشه كنار خودت احساسم مي كردي مثل اين هفت سالي كه..

هي عزيزترينم،صميمي ترينم،نزديك ترينم..ببخش!

ببخش اگه اون قدري كه از من انتظار داري دركت نمي كنم

ببخش اگه ديگه دلم با دلت نزديك نيست

ببخش اگه ميونمون فاصله ست ....

مي ترسم!

خواهش مي كنم قوي باش

خواهش مي كنم تو فكر تكرار بعضي چيزها نباش

خواهش مي كنم ...

مي ترسم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط من | 
 

دوست جان

با تو، همه رنگ هاي اين سرزمين مرا نوازش مي كند.

با تو، آهوان اين صحرا دوستان همبازي من اند.

با تو، زمين گاهواره ايست كه مرا در آغوش خود مي خواباند.

ابر، حريري است كه بر گاهواره من كشيده اند.

و طناب گاهواره ام را مادرم، كه در پس اين كوه ها همسايه ماست،در دست خويش دارد.

با تو، سپيده هر صبح بر گونه ام بوسه مي زند.

با تو، نسيم هر لحظه گيسوانم را شانه مي زند.

با تو،  من با بهار مي رويم.

با تو، من در عطر ياس ها پخش مي شوم.

با تو، من در شيره هر نبات مي جوشم.

با تو، من در هر شكوفه ميشكفم.

با تو، من در طلوع لبخند مي زنم.در هر تندر فرياد شوق مي كشم.در حلقوم مرغان عاشق مي خوانم.در غلغل چشمه ها مي خندم.در ناي جويباران زمزمه مي كنم.

با تو، من در روح طبيعت پنهانم.

با تو، من بودن را،زندگي را،شوق را،عشق را،زيبايي را،مهرباني پاك خداوندي را مي نوشم.

با تو، من در خلوت اين صحرا،در غربت اين سرزمين،در سكوت اين آسمان،در تنهايي اين بي كسي،غرقه فرياد و خروش و جمعيتم. درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گل ها كودكان من اند و اندام هر صخره مردي از خويشان من است و نسيم قاصدان بشارت گوي من اند و بوي باران،بوي پونه،بوي خاك،شاخه هاي شسته باران خورده پاك..همه خوش ترين يادهاي من،شيرين ترين يادگارهاي من اند.

بي تو، من رنگ هاي اين سرزمين را بيگانه مي بينم.

بي تو، رنگ هاي اين سرزمين مرا مي آزارند.

بي تو، آهوان اين صحرا گرگان هار من اند.

بي تو، كوها ديوان سياه و زشت خفته اند.

بي تو، زمين قبرستان پليد و غبارآلودي است كه مرا در خود به كينه مي فشرد.

ابر،كفن سپيدي است كه بر گور خاكي من گسترده اند.

و طناب گاهواره ام از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افكنده اند.

بي تو، دريا گرگي است كه آهوي معصوم مرا مي بلعد.

بي تو، پرندگان اين سرزمين،سايه هاي وحشت اند و ابابيل بلايند.

بي تو، سپيده هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه اي است.

بي تو، نسيم هر لحظه رنج هاي خفته را در سرم بيدار مي كند.

بي تو، من با بهار ميميرم.

بي تو، من در عطر ياس ها مي گريم.

بي تو، من در شيره هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهايي را كه همچنان زنده خواهم مان لمس مي كنم.

بي تو، من با هر برگ پاييزي مي افتم.

بي تو، من در چنگ طبيعت تنها مي خشكم.

بي تو، من زندگي را،شوق را،بودن را،عشق را،زيبايي را،مهرباني پاك خداوندي را از ياد مي برم.

بي تو، من در خلوت اين صحرا،در غربت اين سرزمين،در سكوت اين آسمان،در تنهايي اين بي كسي؛نگهبان سكوتم،حاجب درگه نوميدي،راهب معبد خاموشي،سالك راه فراموشي ها،باغ پژمرده پامال زمستانم.

بي تو،

  درختان هر كدام خاطره رنجي

  شبح هر صخره ابليسي،ديوي،غولي،گنگ و پر كينه فرو خفته...كمين كرده مرا بر سر راه

  باران زمزمه گريه در دل من

  بوي پونه پيك و پيغامي نه براي دل من

  بوي خاك تكرار دعوتي براي خفتن من

  شاخه هاي غبار گرفته باد خزاني خورده پوك...

                    همه تلخ ترين يادهاي من،تلخ ترين يادگارهاي من اند...

 

پس باش...

 پ.ن::: دکتر شریعتی!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/13ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط من | 
 

دوست جان

 عزیزترینم...

رفیق شفیق..

 زندگی بسیار ساده تر از آن است که جدی گرفته شود..

بی خیال

این نیز بگذرد..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط من | 
 

هر کسی دوتاست .
 و خدا یکی بود .
  و یکی چگونه می توانست باشد ؟
   هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
    و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
     عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
      خوبی همواره نگران که آنرا بفهمد .
       و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
        و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
         و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
          و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
           اما کسی نداشت ...
            و خدا آفریدگار بود .
             و چگونه می توانست نیافریند .
              زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
             و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
            و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
           و خدا بود و با او عدم بود .
          و عدم گوش نداشت .
         حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
        و حرفهایی است برای نگفتن ...
       حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
      و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
     و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
    درونش از آنها سرشار بود .
   و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
  و خدا بود و عدم .
 جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
             با نبودن نتوان بودن .
                         و خدا تنها بود .
                                هر کسی گمشده ای دارد .
                                  و خدا گمشده ای داشت....

                                                                                               "دکتر شریعتی"

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط من | 
 

                 

           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط من | 
 

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست
به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا
دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست
دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم

يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم
طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

ولي آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟
ياد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم

گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد
دل ديوانه من بهر که افتاده به خاک

اين همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار
به تو اي عشق تو اي يار به تو اي بهر نياز

ياد من هست که د يگر دل من تنها نيست
ياد من هست که ديگر دل تو مال من است

ياد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک
ياد تو باشم و هر دم بکنم راز و نياز

ياد تو باشد از اين پس من و تو ما شده ايم
هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ايم

                                                                                          "سهراب سپهری"


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط من | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم.
روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده...
اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی
چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن!
موفق و پیروز باشی

پیوندهای روزانه
چــــــــک نویس
دوستان
گذشته ها
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
جــــــــــک
اس ام اس
عکس از نی نی
جدی و زیبا
ترفند
جمله های زیبا
طنز
عکس از پرستاران
عکس...عکس...عکس
مدرسه ما
من و کنکور
دفترچه خاطرات
من و یک عدد دانشگاه
از ما بهترون
سایت رسمی دکتر شریعتی
باحال ترین کلاس دنیا
چاردیواری
دانشجويان دانشگاه اصفهان
بانوی فانوس به دست
سوال-محسن فرقانی
شقشقیه
عاشق همیشگی یوونتوس
نوشته های محمود صارمی
خبرنامه امیرکبیر
یک استکان چای داغ
چشم انتظار
سید مهدی میرودودی
انتظار
بچه های قلم
کامران نجف زاده
دفترچه یادداشت
اراذل ته کلاس
کاریکاتورهای محسن مالکی
خاتمی نیوز
احمد شاملو
قیصر امین پور
گل آقا
بی قراری های من
چکمه-مطالبی درباره کودکان
من،من،من
دو کلمه حرف حساب
سکوت
نوشته
سایت تخصصی موبایل
سایت رسمی سید جواد هاشمی
سایت دوربین دیجیتال
موباسافت
ترنجستان
یه پارچ آب خنک
بی پایان
کلیپ تصویری موبایل
مارسون شعبده باز
سایه سکوت
داستان پر درد شیمیایی کننده ها
تیزهوشان یزد- ستاره
قلعه ای در آسمان
نایت اسکین
آوای آزاد..لیست شاعران
طرفداران وحید هاشمیان
طنزنوشته های علیرضا کسرایی
منو رها کن از این فکر تنهایی
دل نوشته ها
تسنیم
برای لبخند،خدا کافیست
دریچه دید
ققنوس
گوربان
همسفر
یادداشت های یک وبلاگر
دلی به نام دلی
قلم های کاغذی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM