![]() |
![]() |
|
| فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟ |
|
خدا را! خدا را! درباره یتیمان؛ آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید. خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که شفارش شده پیامبر شمایند،پیوسته درباره آنان سفارش می فرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد نمود. خدا را! خدا را! درباره قرآن مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به حکم آن. خدا را! خدا را! درباره نماز؛که نماز ستون دین است. خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان؛آن را خالی مگذارید چندان که در این جهان ماندگارید،که اگر حرمت آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید. خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و به زبانهاتان. بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به هم بخشیدن....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/06/20ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط من |
|
|
یادم میاد اول دبستان می خواستم نوزده رو مثل پونزده که می نویسن پانزده؛بنویسم نانزده ! یادش بخیر..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/06/15ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط من |
|
|
بعضی وقتا اینقدر حرف هست برای گفتن که نگو! اما حرفهایی که گفتنش نه دردی رو دوا می کنه نه گذشته ای رو برمی گردونه نه آینده ای رو تغییر می ده و نه اونقدر بی ارزشه که گفته بشه و گوشی بشنوه ! اون وقته که دوست دارم تموم حرفامو قطره قطره کنم و بچکونم اینجا ! اینطوری نه گفتن می خواد و نه شنیدن ! فقط باید حس کرد و فهمید.. چک چکه حرفام .. ................................................................................................................. ................................................................................................................... ................................................................................................................ ................................................. .................. ................................................................. ........................... .......................................... ...!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/06/14ساعت 1:32 قبل از ظهر توسط من |
|
|
یادش بخیر ! تابستون چهارده سال پیش.. روزایی که آواره مغازه ها بودم تا قشنگ ترین دفتر چهل برگ و شست برگ رو پیدا کنم و بخرم! یه دفتر خوشکل با عکس سیندرلا،سفید برفی و هفت کوتوله،میکی موس ...! یاد اون کفش های چسبی سبز و صورتی و آبی بخیر! یاد اون مقنعه های سفید کوچیک بخیر! یادش بخیر اون روزایی که دنبال مداد سیاه و مداد قرمزی که صورتی بنویسه و پاکن بو دار رنگی و تراش شکلک دار تیز می گشتم! یاد اون خط کش نرما بخیر که می تونستیم دور دستمون بپیچونیمشون! چه شب قشنگی بود اون شبی که خوابیدم به امید فردا که بیدار شم و برم اول دبستان! چه صبح قشنگی بود اون روزی که همه مداد و پاکنامو گذاشتم توی جامدادی پارچه ایم و اونم گذاشتم تو کیفم و سه تا خوراکی خوشمزه هم برداشتم برای سه تا زنگ تفریح! و کفشای نومو پوشیدم و رفتم مدرسه! یادش بخیر.. یاد اولین و آخرین برنامه آماده سازی من برای رفتن به مدرسه بخیر! از اون به بعد و سال های بعدش این تدارکات کم و کم و کمتر شد تا الان که قراره دو هفته دیگه برم مدر... دانشگاه! هنوز که باورم نشده قراره برم سر کلاس اما قصد دارم در آینده ای دور! برم دنبال جامدادیم بگردم! قشنگترین روز برام روزیه که بهم بگن هفته اول لازم نیست بری دانشگاه! اساسی ترین کاری که باید انجام بدم انتخاب واحده که اونم هنوز برنامه شو ننوشتم چون حسش نبوده! اما حیف که نه از اون شوق اول دبستان خبری هست و نه از حسش! هنوزم عاشق شعر "باز آمد بوی ماه مدرسه..." هستم؛ هنوزم دلم میخواد بشنوم "بوی ماه مهــــــر ماه مهربان.."! نه بیست و یکم شهریور!!! آخـــی یاد دبستان و راهنمایی و دبیرستان بخیر!! جوونی کجایی که یادت بخیر.. اما هنوزم که هنوزه نتونستم این یه عادتو ترک کنم؛دلتنگی برای کسایی که باهاشون بودم! دوستهای دبستان و دبیرستان و دانشگاه!! روحشان شاد و یادشان گرامی..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/09ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط من |
|
|
وقتی از تموم شلوغی های به درد نخور زندگی خسته می شی وقتی فکری داری که نه کسی می فهمه و نه دوست داری کسی بفهمه و به قول اون دوست قدیمی – جبران(خلیل جبران) جان – که می خواست همه جا تنها باشه حتی توی جهنم! تو هم می خوای با فکرت تنها باشی وقتی ناراحتی و نمیخوای کسی بفهمه یا خوشحالی و کسی نمی خواد بفهمه! وقتی که یه دفه ای عاشق تنهایی می شی و دوست داری تموم اطرافیانتو خفه کنی و یا با اتود بری تو جفت چشماشون (که به گمانم کاری بسیاااار لذت بخشه!) وقتی دوست داری با این که تنهایی حرف بزنی و از حرف زدن با خودتم خسته شدی و بدون درواسی بگم خودتو آدم حساب نمی کنی! خلاصه وقتی که دوست داری فقط خودت باشی و خودت و خدا...که البته حتی دوست نداری خودتم باشه! فقط می خوای خودت باشی و خدای مهربونت ! اون وقته که یه وبلاگ خلوت چقدر می چسبه..مثل یه لیوان آب یـــخ تو برق تابستون یا یه لیوان چای داغ تو کوران زمستون!! کم کم می فهمی که وبلاگ شلوغ یعنی هـیچ! اما وبلاگ سوت و کور یعنی عشق و صفا! یعنی همون خلوت دوست داشتنی... وبلاگ عزیزم همین جور بمون ..ساکت و آروم و دور از هیجان! قشنگ و دوست داشتنی...عـــــاشقتم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/02ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط من |
|
|
به کامپیوترت می گی عزیزم بهت می گن دیوونه! عروسکاتو بهشون معرفی می کنی می گن اینا چه اسماییه!؟دیوونه! به کتابی که داری می خونی فحش می دی(آخه خداییش کدوم کتاب رمانی رو دیدین که ده صفحه ش یهو نباشه و سفید باشه؟!) بازم بهت می گن دیوونه!قربون صدقه غلام(بزرگ خاندان عروسک ها) میری بهت می گن دیوونه! با گوشی موبایلت بیس بال بازی می کنی بهت می گن دیوونه نکن! فلفل دوست داری(در حد خفن ناک) بهت می گن نخور ضرر داره دیوونه!درس نمی خونی بهت می گن دیوونه بخون!نوشته های پشت بیلیت اتوبوس رو ازش سوال تستی در میاری می گن دیوونه رو! از صنعت ملیله دوزی و این که انرژی ملیله حق مسلم ماست سخنرانی می کنی می گن دیوونه ساکت!تهدید به مرگشون می کنی اگه واسه سحری بیدارت کنن می گن دیوونه ایا!حتی دیگه نمی تونی با کامپیوترت سه روز قهر کنی چون بهت می گن دیوونه...آزادی! جای تو خالیه..آزادی!! من که عاشق این دیوونگی ام اما خدا اینا رو عاقلشون کنه! .::پ.ن::. خانواده دوباره سحری خوراندن به روش تنبلانگی رو شروع کردند!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/06/01ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم. روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده... اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن! موفق و پیروز باشی |
| پیوندهای روزانه |
|
چــــــــک نویس دوستان |
| آرشیو موضوعی |
|
جــــــــــک اس ام اس عکس از نی نی جدی و زیبا ترفند جمله های زیبا طنز عکس از پرستاران عکس...عکس...عکس مدرسه ما من و کنکور دفترچه خاطرات من و یک عدد دانشگاه |
|
RSS
|