![]() |
![]() |
|
| فاصله ها،حریف خاطره ها نمی شوند ؟ |
|
*به ترکه می گن تولدت کیه؟میگه پنج آذر. میگن چه سالی؟ میگه :هر سال! *ترکه به عنوان مهندس کامپیوتر استخدام می شه.آخر وقت رییس رفت ازش پرسید:خب!امروز چه کردی؟ترکه گفت:هیچی؛کلیدهای کیبورد نامرتب بود،به ترتیب الفبا چیدمشون. *خبرنگار:برای محرم امشال چه برنامه ای دارید؟ ترکه:ما امسال 10 تا علم اضافه می کنیم،15 تا پرچم،150 تا زنجیر،12 تا قمه،با 40 نفر زنجیرزن جدید؛در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد! *قاضی:چرا دست کردی تو جیب آقا؟ دزد:جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه! قاضی:پس چرا پولاشو برداشتی؟ دزد:یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم؟! *ترکه سرشو می کنه داخل حجرالاسود رو بوس کنه سرش گیر می کنه،می گه غلط کردم دیگه گناه نمی کنم،خدایا منو نخور!! *اصفهانیه زنش میمیره رو سنگ قبر زنش می نویسه:اشرف الملوک همسر دکتر رضایی:متخصص قلب و عروق واقع در خیابان انقلاب ساختمان پزشکان پلاک 117 ساعت کار 9 صبح تا 6 بعد از ظهر .تلفن:....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/05/19ساعت 7:41 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي *یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟ *به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش *دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد *یه تركه تو شنا رتبه میاره باهاش مصاحبه می كنند و ازش می پرسند شما از كجا شروع كردین تركه هم میگه واالله ما از زمینای خاكی شروع كردیم. *تركه رو واسه 15 سال میندازن زندان میگن میگن تو این 15 سال یه چیزی بخواه واست بیاریم میگه سیگار بعد 15 سال در رو وا میكنن میبینن تركه یه سیگار دستشه میكه كبریت دارین *ترکه میخواسته غیر قانونی از مرز خارج بشه ، میگیرنش ازش میپرسن : با چه ارزی داری خارج میشی ؟ میگه با ارز معذرت ! *به ترکه میگن : آیا کسی تو کره ماه زندگی میکنه ؟ ترکه میگه : آره دیگه ... مگه نمی بینی هر شب لامپش روشنه ... *ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم *دو ديوانه با هم گفتگو ميكردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساويتره *تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/03/25ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*دو تا ترک داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن ، يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه : نگران نباش من يكي ديگه دارم *تركه رييس فدراسيون شطرنج مي شه پنج تا قانون مي ذاره:1.اسب نمي تونه فيل رو بزنه چون زورش نمي رسه..2.خرم بازيه..3.خر هرجور خواست بازي كنه..4.خر همه رو مي تونه بزنه..5.اصلا خر شاهه! *به غضنفر ميگن لپ لپ مي خري؟ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟ميگه فكر نمي كنم من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/11/25ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*بر اثر قطع برق ، در يکي از شهر هاي کشور ، ده ها تن از هم وطنانمان ساعتها روي پله برقي گير کردند *دانشمند ترک يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشيد کار مي کند *يارو دم يه گربه رو گرفته بوده و مي کشيده بهش مي گن : گناه داره چرا دم گربه رو مي کشي؟ مي گه بابا من فقط دمش رو گرفتم خودش مي کشه! *يارو به زنش مي گه مهريه تو بذار اجرا تا يه پرايد بخريم! *لره باباش مي ميره بهش مي گن مراسم مي گيري؟ميگه نه ميريم مشهد! *يكي ميميره فرشته ها ازش مي پرسن امام اول كيه؟ميگه مي تونم از فرصت مقايسه استفاده كنم؟!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/02ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*غضنفر مي ره تماشاي مسابقه دو و ميداني، از بغل دستيش مي پرسه:اين ها براي چي دارن مي دون؟ طرف مي گه: چون به نفر اول جايزه مي دن. غضنفر فکر مي کنه، بعد مي پرسه: پس بقيه براي چي دارن مي دون؟ *یک فیلسوف: اگر خدا روبروی ما باشد و ما را به راه راست هدایت کند،انسان باز هم گمراه می شود چون سمت راست خدا سمت چپ ما می شه!! *به اصفهانیه ميگن : با لوستر جمله بسازد ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/01ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*از ترکه می پرسن بالاخره خواهرت دختر زایید یا پسر؟! می گه به من هنوز اطلاع ندادن،نمی دونم خاله شدم یا دایی!! *طرف ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه كاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه : لوازم يدكي گوسفند دارم *غضنفر با خدا قهر مي كنه، صبح كه از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها *ازغضنفر مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ می گه:چون اگه از جلو بپرن می افتن تو قایق!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/06/19ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*به ترکه می گن عروسی پسرت کیه؟ می گه: این چهارشنبه نه،دوشنبه بعد *غضنفر ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه *یه روز دو تا آبادانی به هم میرسن اولی میگه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.دومی میگه: همش همین؟اولی میگه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم میشه؟دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟ *زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن.مرد:آره راست می گی، چون عقل من سر جاشه *غضنفر لکنت زبون داشته بهش میگن همیشه زبونت میگیره؟ میگه نه فقط وقتی حرف میزنم *به غضنفر میگن: تاحالا آبجو خوردی؟ میگه: جدا جدا خوردم ولی باهم نه *دعای یک ترک: خدایا آرزو دارم به حق پنج تن انشاالله الهی آمین!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/05/21ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*يه بار دو تا سوسك به هم ميرسند. يكي از اون يكي ميپرسه: ببينم تو اتاق شما هم دانشجو پيدا ميشه؟! *تهرانيه به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني که ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟ *به یه نفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد....... گفت: خر ما که بابا نداشت!...... *به غضنفر می گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گیره. دوما سگ ما همیشه بسته است. سوما ما سگ نداریم *سه نفر می میرن، از یکی می پرسن به نظرت اینا می رن بهشت یا جهنم؟ *اصفهانیه می ره ماشینش رو بیمه کنه، آقاهه بهش می گه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی. اونم می گه: الهی تو هم از این پول خیر نبینی! *يه روز تموم دانشمند ها جمع بودند و بازي مي كردند بعد انشتين مي ره كه چشم بذاره همه ميرن قايم مي شن ولي نيوتون يه مربع 1 در 1 ميكشه ميشينه توش بعد انشتين مياد مي بينتش داد ميزنه نيوتن سو ك سوك ولي نيوتون محل نمي ذاره بعد همه دانشمندارو پيدا ميكنه ميبينن نيوتن هنوز نشسته بعد مي گن بابا نيوتن سوك سوك .نيوتون مي گه نه من نيوتون نيستم من نيوتون بر متر مربع يعني پاسكالم *يه روز پير زن به پير مرد ميگه عزيزم توي نودمین سالگرد ازدواجمون چي ميخواي؟! پير مرد ميگه يك لحظه سكوت! *غضنفر ميره ساندويچي ميگه: يه نون اضافه با يه نون اضافه بدين *به غضنفر می گن تولدت مبارک! می گه: خیلی ممنون تولد شما هم مبارک! *غضنفر از روی آب می پره، ازش فیلم می گیرن. فیلم رو روی دور آهسته می ذارن، می افته توی جوی! دور تند می ذارن، می خوره به دیوار!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/29ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟ميگه من ساير بستگانم *مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟ *تو مي توني 2 ميليون به من قرض بدي ، مي دونم كه داري ، كمكم كن به خدا بهت بر مي گردونم ( التماس غضنفر به يك خودپرداز!) * يه روز غضنفر ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توو سرش . بهش ميگه خوب مختو زدم ها !!! *يه تركي از تركاي تركيه به نام تركان روي موتور يه ترياكي با تركه مي زنه به تركه و توي تراكم ترافيك مي خورن به تيرك و كله ي تركه ترك مي خوره موتورش مي تركه و متروكه مي شه .ناچارتوي تاريكي خيابون رو ترك مي كنه و ميره كنار رود اترك تارك دنيا مي شه *از غضنفر می پرسن دوست داری چطور بمیری؟ میگه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش نه مثل مسافرهای اتوبوسش تو ترس و وحشت! * یه روز کشاورزه می ره بانک تا چکشو نقد کنه.بانکیه بهش می گه چک سیباس؟ کشاورزه می گه نه مال گردوهای پارساله!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/15ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*بچه:بابا نقاشیم قشنگه؟ بابا:اره عزیزم .حالا چی کشیدی؟_یه گاو که داره علف می خوره_پس علفش کو؟_گاوه خورد تمام شد_پس گاوه کو؟_علف خورد رفت! *یه روز یه کشیش به بچه ها میگه خداوند به گل جان داد وتبدیل به انسان شد. یکی از بچه ها گفت آقا اشتباه گفتی، پدر ما گفته ما از نسل میمون هستیم. کشیش گفت مسائل خانوادگی شما به خودتان مربوط می شود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/10ساعت 10:13 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*یارو واسه اولين بار يه اخوند مي بينه بهش ميگه يعني اينقدر سرت درد مي کنه؟!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/21ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*به ترکه می گن اینجا چی کار می کنی؟ میگه پس کجا چی کار کنم؟! *دعای روز جمعه ی ترکها : خدايا خدايا تا انقلاب مهدی مواظب خودت باش *يه دختره به يه پسره ميگه اگه منو بوس كني واسه هميشه براي تو ميمونم پسره ميگه: ممنونم از هشداري كه بهم دادي !!! *ترکه مي گن از چه گلي خوشت مي آد: ميگه اقاقيا . مي گن همينو که گفتي بنويس. مي گه غلط کردم ؛گل رز *یه ترکه میره بانک از حساب خودش چک میکشه . مسئول بانک بهش میگه : توحسابتون پول نیست.ترکه عصبانی میشه و چک رو برگشت می زنه *از تركه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه پیاده خیلی راهه!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/03/17ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*به یارو می گن دوست داری خدا بشی؟ میگه:نه!می گن چرا؟! می گه آخه جای پیشرفت نداره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/11ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*معلم: به شخصي که با وجود عدم علاقه حاضرين، به حرف زدنش ادامه ميده چي ميگن؟ شاگرد: بهش ميگن معلم *به لره مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن *تو اردبیل ترکه میمیره اغلامیه شو می چسبونن به دیوار،تو انتخابات رای اول می یاره نماینده می شه *ترکه می ره تعلیم رانندگی،ازش می پرسن چه طور بود؟می گه خوب بود اما مربیم خیلی مذهبی بود چون هر طرف می پیچیدم می گفت یا حسین! *به یارو می گن بن بست رو تعریف کن.می گه:میری....میری....دیگه نمیری *یکی رو به زور وادار به نماز خوندن میبکنن.بعد می بینن نشسته همین جوری داره دعا می کنه.میرن گوش می دن می بیننداره میگه:خدایا اینا منو به زور وادار کردن به نماز خوندن تو خودت قبول نکن! *یارو می ره جبهه بیسیم می زنه که چنتا اسیر گرفتم بیاین کمک کنین ببریم.می پرسن چرا خودت نمی یاری؟می گه آخه اینا نمی ذارن من بیام! *ترکه تو آمریکا داشته غرق می شده،داد می زنه:help..I Shut up *یه هلی کوپتر می ره تو یه روستا،مردم می گن سر و صدا نکنین تا زنده بگیریمش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/12/24ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*یه روز یه ترکه به پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه!!! *یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه *باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچهاش میگه برو کلاه منو بیار. بچه میگه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه میگه: اه...پس...نمیخواد بری بیاریش *ترکه تو آتیش سوزی می سوزه پزشکان اعلام می کنند 10% سوختگی 90%کوفتگی!میرن تحقیق می کنند می بینن دوستاش با بیل خاموشش کردن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/08ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*به یارو ميگن : يه ميوه خوشمزه ، آبدار و شيرين نام ببر ،ميگه :خيار ! بهش ميگن : خيار كجاش آبدار و شيرينه ؟ميگه : با چايی شيرين بخور ، نظرت عوض ميشه *به یکی ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه! *به یارو میگن نظرت درباره ی زلزله ی بم چیه ؟ میگه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا *عربه ميره مغازه با لهجه ميگه: آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي *ترکه با سرنوشت بازي ميکنه 3 بر هيچ ميبره *روي يه تركه سمباده ميكشن ميبينن زيرش لره *یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است *يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه ميكردن! قاضي بهش ميگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از پشت دادگاه داد ميزنه: اي كثافت بي شرف!دوباره قاضي ميگه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستيد!دوباره اون ميگه: اي بچه...(سوووووت!) *آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچهها… قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان… بچهها *به يه عربي بمب ميدن ميگن بزار يه جاي شلوغ،مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش *از يه آباداني مي پرسندجمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله بادهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشه *عربه ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد یه نفر دیگه هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه *به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار *تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگن ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ،تو که نباید فوت کنی اونی که توی آیینست باید فوت کنه *یه روز بارونی یک راننده کامیون 53 نفر رو توی یه حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟راننده می گه: والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودم گفتم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفت سروانه گفت: آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟راننده گفت:راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/20ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*شب بود و خورشيد به روشني ميدرخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانوادهاش در سكوت گوشخراش خيابان قدمزنان ايستاده بود(قطعهاي از شاهكار ادبي یک ترک ) *یارو رتبه اول كنكور رو مياره بهش ميگن چه كار كردي؟ ميگه روزي 25 ساعت درس مي خوندم !!!! ميگن مگه ميشه ؟ ميگه : آره ، صبح يك ساعت زود تر بيدار مي شدم *از ترکه می پرسن سخت ترین کار چیه ؟می گه نمک تو نمکدون ریختن چون سوراخاش خیلی ریزه *یارو از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده یارو ميگه :هيچي بابا پوزه آسانسورمونو زدم * ترکه يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره عکسش مي افته توش ميگه " ببخشيد نميدونستم مال شماست *لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستای لرش بهش می گن یاد گرذفته حرف بزنه یا نه؟ لره می گه:یاد که نگرفته ولی خیلی توجه می کنه * لره یک نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم! لره ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما 2 نفر ديگه بودن *بچه ترکه از پدرش ميپرسه: بابا، ماه نزديكتره يا اصفهان؟ ترکه ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه منگول، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني؟ *ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است *تركه ميرن پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه.تركه ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از مقداري بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.تركه به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان هممون مرده بوديم *غضنفر مي ره امتحان راهنمايي و رانندگي بده، ازش مي پرسن؟ يه نيسان، يه اتوبوس، يه ماشين آتش نشاني و يه دوچرخه، کدوم اول بايد بره؟ غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره، بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت......... *لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره * افغانيه رو مي خوان اعدام كنن ميگن حرف آخرت چيه ميگه كارگر نمي خواي * يه روز آشغالی میاد دمه خونه ی غضنفر میگه : آشغال دارین؟ غضنفر داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم ؟ زنش میگه: آره داریم غضنفر میگه: آره داریم، نمی خوایم * پنج فحش عمده ترك ها : از جلوي چشمام خفه شو!! 2- فكر كردي فقط خودت خري؟!-3- صداتو واسه من داد نزن!! 4- كسي با تو زر نزد!! 5- وقتي با من صحبت مي كني دهنتو ببند *به تهرانيه عكس دايناسور نشون ميدن ميگن شما تو ولايتتون به اين چي ميگين؟يه نگاهي ميكنه ميگه ما غلط بكنيم به اين چيزي بگيم * کمك خلبان تازه كارترک: خلبان، نگاه كن از اين بالا آدما مثل مورچه مي مونن . خلبان: نه جانم، اينا همون مورچه هستن. ما هنوز رو زمينيم و پرواز نكرديم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*تركه از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*به تركه ميگن : اين خيابون كجا ميره؟ تركه ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره *افسر داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از ترکه ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سروان! افسر تعجب میکنه، ميپرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: جناب سروان، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف *شیرازیه زنگ میزنه فرودگاه و می گه کاک. شیراز تهران چه قدر راهه؟ کارمنده می گه:یه لحظه...!شیرازیه می گه خیلی ممنون و گوشی رو قطع می کنه! *ترکه داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني *بر طبق یک اصل قدیمی اگر با یک لر دعوا کردی لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بیاره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/19ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*یه روز یه کچله به یه کم مو می رسه میگه تو چرا موهات یکی بود یکی نبوده؟کم مو می گه بهتر از تو ِکه غیر از خدا هیچ کس نبوده *خروسه،سگه و خره تصمیم میگیرن از ایران فرار کنند.ازشون می پرسن چرا؟خروسه می گه این قدر این ساعتها رو عقب جلو می کنند نفهمیدیم کِی باید بخونیم،سگه می گه نفهمیدم من باید بگیرم 110 باید بگیره یا بسیجیا،خره می گه هویتمونو گم شده نمیدونم من خرم ،اینا خرن،ترکا خرن یا لرا *اولی:آقا این همسایمون ساعت 2 نصف شب هی با مشت به دیوار خونمون می کوبید!! دومی:عجب آدمای مردم آزاری پیدا میشن حتماً نذاشت بخوابی؟! اولی:نه، خوشبختانه خواب نبودم داشتم شیپور تمرین میکردم! *به ترکه می گن از این که همسرت رو عزیزم خطاب می کنی چه حسی داری؟ میگه احساس گناه! میپرسن واسه چی آخه؟! میگه واسه این که اسمش یادم نمی یاد *یارو با سرنوشت بازي ميکنه 3 بر هيچ ميبره *به تر که ميگن شما ترکي؟ ميگه نه به خدا بيا بگرد *به تركه ميگن چرا تركي. ميگه چيه ايدز كه نداريم خوب ميشيم *به ترکه میگن: با «قیمت» یک جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه که خورشت قیمت سوخت *یه روز چنتا پلیس می ریزن تو یه خونه که سه تا معتاد توش بودن.پلیسا معتاد اولی رو می گیرن،معتاد دومی هم می گیرن،معتاد سومی می دوهه می ره خودشو میندازه تو حوض،بعد تا پلیسه می یاد بگیرتش معتاده میگه برو گمشو به تو ربطی نداره به نیرو دریایی مربوط می شه *می دونی فرق آدما با سگا چیه؟.....اینه که آدما قابلیت اینو دارن که مثل سگا دروغ بگن ولی سگا از این کارا بلد نیستن *به یکی می گن سفر حج چه طور بود؟می گه:عالی،خیابوناش تمیز،برجهاش بلند،ماشین ها همه آخرین مدل،یه جای دیدنی هم داشت که خیلی شلوغ بود من نرفتم *یه مهندس مکانیک با یه مهندس کشاورزی ازدواج می کنه بچشون می شه تراکتور *ترکه میره خونه خدا می گه خدا آخه تو دیگه چرا مردی؟!لره می گه آخه دیوونه خدا که نمیمیره،شهید میشه *یه روز یکی رو به جرم دزدی میبرن دادگاه.قاضی میگه خجالت بکش این دفعه چهارمه که می یای دادگاه.یارو میگه خودت خجالت بکش که هر روز اینجایی *غضنفر ميره مزرعه ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟چي ميخواهي بکاري ميگه به اميد خدا ماکاروني *غضنفر داشته نوار خالی گوش میکرده گریه میکرده میگن چرا گریه میکنی؟میگه دلم واسه خوانندش میسوزه لال بوده *به ترکه میگن در رو ببند هوای بیرون سرده . میگه مثلا درو ببندم هوای بیرون گرم میشه *تهرانیه می ره مکه پرده خونه خدا رو می گیره و گریه می کنه .می گه خدا جون منو ببخش این قدر واسه ترک ها جک گفتم،توبه می کنم دیگه پشت سرشون جک نمی سازم،همین طور که داشت گریه می کرد یه ترکه می یاد ازش می پرسه آقا قبله از کدوم طرفه؟ تهرونیه می گه ببیــن خدا خودش گیر می ده! *یارو چراغ قرمز رو رد می کنه افسر بهش می گه گواهینامه و کارت ماشین؟ یارو می گه :جمله بسازم؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/07/15ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه . بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برميداري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد *از لره میپرسند خدا را میشناسی میگوید نمیدانم هر جا هست خدا نگهدارش باشد *تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته! *به ترکه میگن: با «حمید و فرید» جمله بساز. میگه: شما با همید؟ چند نفرید؟ *به ترکه میگن: با «ریلکس» جمله بساز. میگه: رفتیم باغوحش با گوریل عکس گرفتیم *به ترکه میگن: با «دوچرخه» جمله بساز. میگه: بابا خسته شدم از بس که جمله ساختم *ترکه میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین... خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین *روز قیامت گفتن آدما به جهنم برن،حیوونها به بهشت.....یکی راه افتاد طرف بهشت،بهش گفتند تو که آدمی!!گفت تا دنیا بود ما خر بودیم حالا که قیامت شد آدم شدیم؟! *لره میاد تهران میبینه همه آستین کوتاه پوشیدند ، میگه : پس اینا با چی دماغشون را پاک میکنند *رفيق طرف براش نامه مي فرسته که : اينجا توي تهران پول ريخته رو زمين فقط بايد بيايي جمع کني-خيلي اوضاع خوبه!...خلاصه ترکه هم ميزنه ميره تهران.وقتي مياد تهران همون جا توي ترمينال يه دويست توماني ميبينه که روي زمين افتاده.....يه خورده نگاه پوله مي کنه...بعد ميگه: ولش کن الان خسته ام از فردا شروع به کار مي کنم *يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد و گفت : این خره چند؟! ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم *پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك و معصوم است *سه تا آباداني داشتن براي هم خالي ميبستند. اولي ميگه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا ميكنم. دومي ميگه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو ميكشم. سومي چيزي نميگه و زل مي زنه به دريا و ساكت ميشينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نميگي؟ ميگه: تا حالا ديدي خدا حرف بزنه؟ *پروفسور خارجی از پروفسور ایرانی سوال می کنه:چرا شما ایرانی ها بعد از یه اسم یه اسم دیگه می یارید مثل آشغال پاشغال،چیز میز،....پروفسور ایرانی در جواب می گه:ما که نمی گیم این....دهاتی مهاتی ها می گن *یارو تو زندگی به آخر خط می رسه می ره خط بعدی! *کره خره از باباش می پرسه بابا خرا هم زن می گیرن؟باباش می گه آره پسرم اتفاقاًفقط خرا زن می گیرن! *تهرانیه تو حج پرده ی کعبه رو گرفته بوده میگفته خدایا توبه دیگه واسه ترکا جوک نمیسازم...یه ترکه زد رو شونش داداش قبله کدوم طرفه؟! تهرانیه داد میزنه: خدایا خاطره که می تونم تعریف کنم؟ *کوره مي ره تو آشپزخونه دستشو مي کشه رو رنده مي گه اين چرت و پرتا چيه اينجا نوشتين *از یکی می پرسن گشنگی سخت تره یا عاشقی؟می گه از قدیم گفتن گشنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره ولی شما تا حالا تو خیابون دستشوییت نگرفته که جفتش یادت بره! *ترکه با یه خره شطرنج بازی می کرد یکی داشته رد می شده می گه عجب خر باهوشی!ترکه می گه زیادم باهوش نیست،یک یک مساویم! *جواب کنکور می یاد یارو رتبش رادیکالی در اومده بوده! *یارو می ره مسجد،بر میگرده میبینه کفشاش نیست می گه اِ من کی رفتم! *به لره می گن اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟می گه دست خودم رو تو شرگت نفت بند می کنم! *یارو از جهنم می ره دم بهشت می گه یخ دارید؟می گن داریم ولی نمیدیم،می گه به درک فردا صبح که اومدید آب جوش بگیرید منم نمی دم! *به بابای حسین فهمیده می گن نظرت راجع به رشادت فرزندت چیه ؟می گه بی خیال بابا من هنوز دارم قسط تانک میدم! *به آبادانیه می گن بابات مرده میگه آخ جون از فردا تریپ مشکی! *به آمریکاییه می گن چرا به عراق حمله کردی؟می گه آخه امام حسین طلبید..میگن حالا کی میرین؟میگه هر وقت امام رضا بطلبه! *تو اردبیل مانور می ذارن دشمن فرضی پیروز می شه! *بسیجیه می ره لب داروخونه می گه ببخشید آقا شربت شهادت دارید؟! *یارو آنتیبیوتیکشو سر وقت نمی خورده،ازش می پرسن چرا؟می گه می خوام میکروبها رو غافلگیر کنم! *یارو می ره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه،می گه خدا رحم کرد مانور بود وگرنه میمردم! *مادره به بچش میگه می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطون گولت زد بچه می گه آره ولی لگدی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/31ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*یه نفر داشته تو دریا غرق می شده بلند بلند داد می زده من شنا بلد نیستم !ترکه داشته رد می شده می گه خوب منم تنیس بلد نیستم باید داد بزنم؟! *اصفهانیه قله اورست رو فتح می کنه بهش می گن انگیزت چی بود؟می گه خدا لعنت کنه کسی رو که گفت اون بالا نذری می دن! *ترکه تو اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و هی در گوش راننده حرف میزد.راننده مرتب بهش می گفت برو بشین سر جات.آخرش مسافرها به راننده می گن آقای راننده به حرفاش گوش کن شاید کاری داره.راننده می گه نه بابا اومده به من می گه چپ کن یه کم بخندیم *يارو با 206 مسافر كشي مي كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام مي رفته ، اولي مي گه : آقا خيلي داري تند ميريا راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو ...دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها ! راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاست؟! *به آخونده می گن جوونا شراب می خورن،قمار بازی می کنن،تریاک می کشن،دختر بازی می کنن،حکم چیه؟آخونده می گه:گیشنیز! *یزدیه تلویزیون می خره فرداش کنترلشو پس می یاره به صاحب مغازه می گه:بیا حاج آقا این ماشین حساب توش بود،مال حروم بهمون نمی یاد! *ترکه می میره فرشته ها بهش می گن تو 23/657 رکعت نماز نخوندی !یارو می گه 657 قبول ولی اون 23/0 دیگه چیه؟ فرشته ها می گن این تعداد نمازهای خونده ضرب در سینوس انحراف از قبله. *لره میبینه همه رفیقاش موبایل دارن جز خودش.یه کاغذ لوله می کنه می بنده به کمرش می ره پیش رفیقاش.ازش می پرسن این چیه؟می گه وااای،بازم فکس رسید! *به ترکه میگن: با «سینا» جمله بساز. میگه: با عباساینا رفتیم بیرون *به ترکه میگن: با «شمشیر» جمله بساز، میگه: فدات شم شیر میخوری؟ *ترکه با ماشينش يه دختر سوار مي کنه مآمورا جلوشو مي گيرن مي گن:خواهرم شما پياده شو .... ترکه با تعجب مي گه :خواهر شماست؟!؟! وضعش خرابه ها *يه روز تو يه تيمارستان ...دكتره مي خواست از بيماراش تست بگيره، يه عكس ماشين ميزاره جلوي همه ميگه هركي اين ماشين و هول داد روشن كرد ميره خونه اش همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده... بهش گفت ببينم تو چرا ماشين و هل نميدي؟ گفت اينا خنگن سويچ دست منه *كرم شب تاب قرص اكس می خوره تا صبح فلاش ميزنه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/27ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*از ترکه می پرسن امام اول کیه؟می گه:یه کم راهنمایی کنید.می گن شمشیرش معروفه.می گه:زورو *از یه ترکه می پرسن خر خوبه یا گاو؟می گه گاو.می گن چرا؟می گه آدم نباید از خودش تعریف کنه! *ترکه تو جزیره آدمخوارها گیر می کنه میگه وای خدا حالا چه طوری ثابت کنم آدم نیستم؟! *یارو داشته رادیو گوش می کرده.گوینده می گه خیابان طالقانی به امام حسین بسته است.یارو میگه خوب بسته باشه دیگه چرا قسم میخوری؟! *یارو می ره جبهه بعد از دو روز بر می گرده بهش می گن پس چرا این قدر زود برگشتی؟می گه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی می کردند! *بسیجیه رییس فدراسیون شطرنج می شه شاه رو بر می داره جاش امام می ذاره! *ترکه قاشق قاشق ماست می ریخته تو رودخونه بعد یه لره می یاد می گه چی کار می کنی؟ترکه می گه دارم دوغ درست می کنم!لره بهش می گه همینه که می گن خرین دیگه،آخه این همه دوغ رو کی می خواد بخوره؟! *به ترکه ميگن خدا کجاست؟ نميدونم والله ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه *ترکه ميخواسته بنويسه يازده، يه 1 مي نويسه يه تشديد ميزاره روش *به غضنفر می گن دو دو تا؟می گه بی خیال بابا یه چیز بگو جمله بسازیم *از لره می پرسن 12 فروردین چه روزیه؟می گه روزی که ما میریم جا می گیریم برای 13 به در *می دونی اگه اسکلت از بالای دیوار بپره پایین چی می شه؟....هیچ وقت این کار رو نمی کنه چون جیگرشو نداره *یارو وصیت می کنه من هیچی نماز قضا ندارم فقط برام 20سال وضو بگیرید *به یارو می گن قبله از کدوم طرفه؟می گه کجا بهت آدرس دادن؟ *به غضنفر میگن اگه یه نقطه آبی رو دیوار دیدی چیه؟.....میگه یه مورچه که شلوار لی پوشیده *به اصفهانیه می گن بچت رکورد المپیک رو شکونده می گهغلط کردس من که یه ریالم پول نمی دم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/20ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط من |
|
|
* تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميدهو بسمالله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:آره. تركه ميگه:خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم *معتاده به دختره متلک می گه:چشاش بیشت،لباش بیشت،تیپش بیشت؛دختره بر می گرده و می گه گمشو آشغال!معتاده می گه انژباط شفر *يه بار يه ترکه پدرشو ميکشه ازش ميپرسن چرا پدرتو کشتي ميگه اخه اين اواخر به مادرم بد نگاه ميکرد *ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه . بهش میگن چه احساسی داری ؟ میگه : احساس می کنم تا کمر رفتم تو بهشت *به ترکه میگن: با «رادار» جمله بساز میگه: از اینجا به خونه ما راداره *به تهرانیه میگن: با «عدس» جمله بساز، میگه: اگه امشب نیای اَدست دلخور میشما *از ترکه می پرسن اگه وسط آب یه دفعه یه کوسه ببینی چیکار می کنی؟ می گه می رم بالا درخت.می گن آخه تو آب که درخت نیست!داد می زنه :لعنتی مجبورم......می فهمی؟!.....مجبورم *می دونی به یه ترکه مست چی می گن؟.......مسخره *یارو می ره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه می گه خدا رحم کرد مانور بود،وگرنه می مردم *یارو بچش بعد از عید فطر به دنیا می یاد اسمشو می ذاره "پسفطرت" *به یارو می گن با غم جمله بساز می گه من الاغم *دو نفر تنبل بانک می زنن.اولی به اون یکی می گه خب بیا بشمریم.دومی می گه بابا حوصله داری!فردا رادیو می گه *ترکه ریش بزی می ذلره می ره تو جنگل ،شیره می خورتش،فرداش شیره تو جنگل به دوستاش می گه دیروز یه بز خوردم مزه خر می داد *ترکه یه مگس می گیره بهش می گه بپر مگسه می پره،مگس رو می گیره و یه بالش رو می کنه بعد بهش می گه بپر مگس به زور می پره،باز مگس رو می گیره و اون یکی بالش هم می کنه و می گه بپر مگس نمی پره!بعد ترکه می گه حالا ما نتیجه میگیریم که وقتی بالهای مگس رو بکنیم مگس کر می شه!! *یارو می ره جبهه نارنجک به خودش می بنده و می ره زیر تانک خودی!!روی سنگ قبرش می نویسند:حسین نفهمیده!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/13ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*به یه اصفهانیه می گن ده تا میوه نام ببر که آخرش س باشه. اصفهانیه می گه سیبس خیارس گلابیس هلوس گوجس ... *به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور *امام جمعه اردبیل:این لطف خدا بود که آمریکا در بازی های آسیایی حتی یک مدال هم نیاورد *يكي داشته تركه رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر.يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟ تركه كه داشته كتك ميخورده ميگه بذار بزنه من كه اكبر نيستم *به ترکه می گن در روز نون چی می خوری؟ می گه صبح 2 لواش ظهر 1 تافتون بعد ظهر 4 تا سنگک شب هم 2 تا لواش!! میگن : پس بربری کی می خوری؟ می گه پس فکر کردی اونارو با چی می خورم؟ *يه وزنه محکم از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه اصفهاني، اصفهاني داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ *تركه داشته مي مرده .بچه هاش رو مياره كه نصيحتشون كنه. يه چوب بهشون ميده ميگه بشكونيد.بچه هاش ميشكونن . بعد دوتا چوب ميده.اونم خرد ميكنن.بهد ده تا چوب بهشون ميده ميگه حالا اينو بشكونيد . بچه هاش اونم خرد ميكنن. باباهه عصباني ميشه ميگه بريد گمشيد كه جنبه نصيحت رو هم نداريد.. *اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟ *يه بار يه یارو تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن !۱۰۰ نفر كشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود یارو *به یارو ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد *يكی ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه! *یارو پلیس مخفی میشه ، سه ساله هنوز کسی نمیدونه کجاست *یارو ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ یارو ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم *به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن! *آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم *به ترکه میگن: با «ابریشم» جمله بساز، میگه: هوا ابریشم خوبه *يه روز به يه شيرازيه ميگن راسته كه شيرازيا کلمه دومشون توي هر جمله فحشه؟؟؟شيرازيه ميگه كدوم عوضی اين حرفو زده؟ *یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم. *به ترکه میگن: با «کشور» جمله بساز، میگه: با کش ور رفتم خورد به چشمم *آخونده بعد از ورق می ره بالا منبر،وسط صحبت یکی از ورقاش از جیبش می افته.می بینه که داره ضایع می شه از روی زمین ور می داره و می گه:کی این ورق رو می شناسه؟همه می گن بیبی پیکه!بعد آخونده می گه خاک بر سر همتون که بیبی پیک رو می شناسین اما بیبی فاطمه زهرا رو نمی شناسید! *به ترکه می گن گوش تو چرا قرمز شده ؟؟؟ می گه چش خورده ... می گن کی ترکها رو چش می زنه ؟؟؟؟؟ می گه اون چش نه چش شلوار *به تركه ميگن با نخ سوزن جمله بساز، ميگه:اين بجه های تيم ملی واقعا زحمت می کشند مخسوزن علی دایی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/07ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط من |
|
|
*یه آبادانیه با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!! *به یکی می گن:زود باش زود باش عروسی شروع شده!......می گه :به من چه!......می گن:آخه عروسی پسر خودته!.......می گه:پس به شما چه؟!! *به ترکه میگن: با «توکیو» جمله بساز، میگه: من خدیجه رو دوست دارم توکیو؟! *در مسابقه اسبدواني يك تركه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرطبندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره 28 شرطبندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 ميآد. مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟ گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نميشه؟! *یه روز دوتا خلافکاره با هم ازداج می کنن بچشون می شه بسیجی. اگه گفتین چرا؟...............منفی در منفی می شه مثبت!! *يارو ميره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟ قهوهچيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد! *يه روز يه مامانه برايه بچش لالايي ميخونده پعد از يه ربع بچه ميگه مامان ساکت شو ميخوام بخوابم *یارو ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگمااااا،نگو راننده مرده!! *یارو می ميره ميره اون دنيا . ازش میپرسن ميری بهشت يا جهنم ؟ نگاه می کنه به جهنم می بينه دار و درخت و آبی و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم . تا درو باز می کنن می بينه شعله های آتيش از همه جا بلند شده . شاکی ميشه ميگه اين که اين طوری نبود . ميگن يه مدت کسی نيومده بود رفته بود رو screen saver *به یارو ميگن: خسته نباشي. یارو ميگه اگه باشم چه غلطي ميکني؟ *اطلاعیه !!! پرزيدنت بوش ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که از من حمايت كردند *یارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" یارو همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ... *یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داشته از زیر دستش عرق میچکیده بس که این 25 تومانی رو محکم گرفته بوده , رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم!! *یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگه راست میگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگه:آره آمو !! *یه مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو!! *یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم... *ترکه يه روز سرد زمستون می بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!! *از خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی *اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه *به تركه ميگن با اختاپوس جمله بساز.ميگه اوخ تا پوستم نسوخته برم تو سايه *میدونین ترکها به 750 گرم چی میگن؟ میگن نیم کیلو و نیم *يه روز يه تركه ميخوره به يه تير برق ميگه چه يك بزرگي *یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند . بعد چند روز از گشنگی می میرند *یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان میگه آقا شوما را به خدا یقمو ول کونین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد *دختره به دوستش می گه نامزدت چه شکلیه؟دوستش می گه:مثل اسب نجیب،مثل پلنگ مهربون،مثل شیر قوی،مثل عقاب تیزبین!!دوستش می گه خوب حالا کی بریم باغ وحش نامزدت رو ببینیمش؟! * یکی چهار تا قالب صابون میخوره تا به مرز خودکفایی برسه * آرنولد می ره آبادان همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر می ده که:ولک تو رو جون بوات،تو رو جون ننت فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام کن!خلاصه اون قدر التماس می کنه تا آخر آرنولد قبول می کنه...فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون چرخ می زده،یه هو آرنولد می یاد می گه:سلام عبود!آبادانیه می گه:اه ه ه.......باز این سیریش اومد!! * تركه جلو دختره ميخوره زمين , ميگه حركتو داشتي ؟! * تركه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين!! * به یارو ميگن دو دو تا ميگه: ميشه بيشتر توضيح بدين؟!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/05/28ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط من |
|
|
*آبادانيه ميگه: ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد؟ آبادانيه ميگه: به ولك، مگه بچه ها گذاشتن! *تركه ميره لايه ازون رو بدوزه، اما بر نميگرده. ميبينن لايه ازون رو از بيرون دوخته. *كرده ميره جهنم. فرداش ميبينن كسي تو جهنم نيست. ميبينن همه رو قاچاقي برده بهشت *ارمنيه رو ميبرن كلانتري، ميگه: واسه چي منو اوردين اينجا؟ ميگن: واسه عرق خوري. ميگه: پس بريز بخوريم *تركه ميره دزدي تفنگشو ميزاره پشت گردن يارو بهش ميگه تكون بخوري با لقد ميزنمت *يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم *یه ترکه میخواسته خود کشی کنه میره تو گلدون میشینه بعد میگه به من آب ندین!!!! *ترکه از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من که چيزي نگفتم .ترکه مي گه بعدا که مي گي *در اصفهان هيچكس ساعت ندارد براي اينكه همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي كنند *ترکه زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ترکه ميگه: خدا *میدونین کره ایها اسم بچشون رو چه جوری انتخاب میکنن؟ از بلندی یه ظرف میندازن پایین صدای همونو میذارن اسم بچشون مثل: دنگ دینگ دونگ یا دونگ دینگ دانگ *ترکه ميره ماه عسل وقتي بر ميگرده زنش ميگه : چرا منو نبردي ؟! ترکه ميگه : خواب بودي عزیزم دلم نيومد بيدارت کنم *به یه اصفهانیه می گند چرا اصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گه :هر کی گفتس دروغ گفتس *يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم *ترکه به ننش میگه...ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی...من بی ننه میشدما *فحشهاي عربي: از جلو چشمام خفهشو، كثافت مرض، پاتو از رو بوق بردار، گردن درازي ميكني؟ *مي دوني تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال رو جمع مي کنه دومي آشغال پخش مي کنه *تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين *دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. دختر به پسر گفت عزيزم اگه اين درخت کاج مي تونست حرف بزنه، درباره ما چی مي گفت؟ پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان *ترکه ميره مکه برعکس همه طواف ميکنه... بهش ميگن چرا برعکس طواف ميکني؟ ميگه شما از اون ور دنبالش کنين ؛ من از اين ور ميگيرمش *يه خروسه ميره بالاي ديوار بعد از تو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها بياين سرويس دخترا اومد *از يه خر ميپرسن: راسته كه عربا خر هستند؟ خره ميگه يه مذاكراتي شده، ولي ما زير بار نرفتيم *به تركه مي گن ميدوني چرا شمشير حضرت علي دو شاخه بوده؟؟ تركه ميگه واسه اينكه شبا بزنه توي شارژ *ترکه عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار . ترکه عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار ميکردی؟ *يه بار عربه با تركه دعواش ميشه. شروع ميكنن به زبون خودشون به هم ديگه ناسزا گفتن .يهو تركه با خودش ميگه چه آدم خوبيه. من دارم فحشش ميدم اين برام قرآن ميخونه!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/27ساعت 1:18 قبل از ظهر توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســــــــــــلام
احتیاج به چک نویسی داشتم که توش هر چی خواستم بنویسم و هیچ وقت برگه های سفیدش تموم نشه و هیچ وقت از اون به جای کاغذ باطله برای شیشه پاک کردن استفاده نکنند...پس ازاین فضای مجازی بی انتها قسمت کوچکی رو برای خودم برداشتم. روز تولد چک نویس من مصادف شد با تولد اون که می گن هیچ وقت رفیقش، یارش،برادرش رو تنها نذاشت..می گن سقا بود اما خودش آب نخورد..باید شخصیت جالبی بوده باشه..در هر صورت چک نویس مجازی من خوش موقع به دنیای واقعیم اومده... اگه خواستی می تونی با نظرهای قشنگت چک نویس رو خط خطی کنی چک نویس ها با همین خط خطی ها زنده می مونن! موفق و پیروز باشی |
| پیوندهای روزانه |
|
چــــــــک نویس دوستان |
| آرشیو موضوعی |
|
جــــــــــک اس ام اس عکس از نی نی جدی و زیبا ترفند جمله های زیبا طنز عکس از پرستاران عکس...عکس...عکس مدرسه ما من و کنکور دفترچه خاطرات من و یک عدد دانشگاه |
|
RSS
|